داستانهاي کس ليسي | مجله دارکوب

به سايت خوش آمديد !


براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد


                                      

                                                                    

خانه » دسته‌بندی نشده » داستانهاي کس ليسي

داستانهاي کس ليسي

داستانهاي کس ليسي
 
‎14 سپتامبر 2012 … دستم رو روی شکمش کشیدم و بعد شروع کردم بالا دادن تاپی که تنش بود و بعد سریع iransex-blog.tumblr.com/post/31518879847/سکس-در-هتلو وحشیانه همزمان سوتینش رو با لباسش کشیدم بیرون که دادش بلند شد. گفت:“ وحشی
آمازونی! چکار می کنی؟”. گفتم:“ دارم کوس و کونتو می کشم بیرون که بگامت. چیه
شکایتی داری؟” یه قمزه ای کرد و خودش رو تو بغلم انداخت و کونش رو به …
 
‎24 آگوست 2009 … يك شب موقع سكس به روشي كه يكي از دوستهام پريسا گفته بود، بر عكس روي كير https://gallows2.wordpress.com/…/داستان-سکسی-پرستو-و-پریسا-کوس-ده/شوهرم نشستم، به اين صورت كه اون خوابيده بود و من جوري روي اون نشستم كه روم به
پاهاش بود و با دست مچ دوتا پاهاش رو گرفتم و شروع كردم به بالا و پايين شدن و آه و ناله
حشري كردن. شوهرم كه از اين روش خوشش اومده بود نفس نفس زنان به من …
 
‎کس دادن نیوشا به دکتر سلام.نیوشا هستم 31 ساله از تهران قدم 167 وزنم 78 سینه هام https://dastansexy.tumblr.com/post/…/کس-دادن-نیوشا-به-دکترمعمولیه اما باسنم خیلی بزرگه بزرگ ولی گرد و خوشگل .تقریبا 4 سال سایت شهوانی
رو دنبال میکنم اما هیچوقت جریان سکسی خیلی…
 
‎12 ا کتبر 2009 … بعد اسد آقا به خانم نظری گفت بیا طاق باز بخواب تا كستو بگام اون هم خوابید و شروع https://4udastan.wordpress.com/2009/10/12/آبدارچی-شرکت/به كس دادن كرد همون طور كه داشت كس میداد از من پرسید نظرت در مورد كیر اسدآقا چیه؟من
گفتم هم خیلی كلفته هم دراز… اون گفت ولی این منو اذیت نمیكنه تازه خوشم هم میاد ولی
این سیبیلاش لبامو اذیت میكنه!!در همون حال اسد شروع به لب گرفتن …
 
‎24 آوريل … کیرم سیخ شده بود ،فقط فرمان کردن ازمغزم ساطع میشد،گفتم اومدم وسریع حاظر شدم https://dastan021.tumblr.com/post/…/محسن-و-خواهرزن-حشریرفتم خونه نسرین،واییییی درو که بازکرد دیدم یه بادی سکسی فانتزی خیلی شیک
تنش کرده ،که مدلش ازاینایی بود که جای کس وکون وسینه هاش خالی بود،کسش مثه دوتا
کلوچه تپل چسبیده بهم ازبادی افتاده بود بیرون،نصف حجم سینه هاشم …
 
‎12 جولای 2010 … میخوام داستان سکس زنم با سینا پسر همسایمون رو واستون تعریف کنم. اوایل ازدواجمون https://iranaks.wordpress.com/2010/07/12/1-11/من ومحرابه زندگی خوب وشادی رو داشتیم. هردومون با عشق و علاقه هیچی رو واسه همدیگه کم
نمیذاشتیم.شایدبتونم به جرائت بگم اوائل ازدواجمون از لحاظ سکس کردن هیچ زن
وشوهری به پای ما نمیرسید. هردومون حشری و کم تجربه تو سکس…
 
‎14 جولای 2010 … داستان سکس امیر و اکرم. luglio 14, 2010 di iransms. اكرم از فاميلهاي ماست البته https://iranaks.wordpress.com/2010/07/…/داستان-سکس-امیر-و-اکرم/نسبت دوري داريم اما رفت و آمدمون زياده و با هم صميمي هستيم البته در خصوص مسائل
سكسي زياد با هم شوخي نميكرديم اكرم حدود 10 سال از من بزرگتره يعني يه زنه 35 / 36
ساله خيلي خشگل و با حاله اندام تحريك كننده اي داره تا حالا چند بار پيش …
 
‎کون دادن شیوا به برادرش. ژوئیه 10, 2010 بدست parsgfx. سلام.اسم من وحید هست و https://parsgfx.wordpress.com/2010/07/…/کون-دادن-شیوا-به-برادرش/امسال وارد 21 سالگی شدم.از اونجایی که خانواده ی ما خیلی کم جمعیت بود و من هم زیاد آدم
اجتماعی نبودم تا این اواخر هیچ تجربه ی سکس واقعی نداشتم و تنها راه ارضا شدنم
خوندن همین داستان های سکسی بود. دیگه هیچ عکس و فیلمی به اندازه ی این داستان ها به
من لذت …
 
‎25 ژوئن 2011 … خاطره اي كه ميخوام براتون تعريف كنم مربوط ميشه به 18 سالگيم و اولين سكس من. … https://ajabjayi.wordpress.com/2011/06/25/شب-فراموش-نشدنی/بدبخت تو كس ديدي اينجوري شدي، بخواي بكني حتما بايد نعش كش خبر كنم … خلاصه
بعد كلي تحويل بازار و نوشابه باز كردن واسه همديگه، معلوم شد كه داش سعيد واسه امشب
برنامه چيده، البته اينم بگم كه سعيد پسرعموي من بود و شش سالي از …
 

since – Google Groups
‎1 فوریه 2006 … مي خوند. اون روز من اصلا حال نداشتم راستش رو بخواين به برادرم حسوديم مي شد. اخه اون https://groups.google.com/d/msg/…/azBsHTsYESk/Knewqe2LZagJمي تونست يه كس ماه رو جر بده ولي من… تو اين حال و هوا بودم كه منو صدا كردن تا به خودم
 

ایمیل شما آشکار نمی شود

نوشتن دیدگاه


تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز
NS